تبليغاتX
ماجراهای کوچه شرقی

ماجراهای کوچه شرقی

اهاااای ملت...آهاااای امت...آهاااای مردم...چه نشسته اید که وزارت فخیمه ی ارشاد ریشه ی تمام مشکلات فرهنگی کشور رو پیدا کرد و در یک حرکت انقلابی اون رو از بین برد. آهاااای ملت...آهاااای امت...آهااای مردم.... دیگه نگران نباشید که جامعه خراب شده و آمار طلاق بالا رفته و اعتیاد داره بیداد می کنه و طبق آمار اعلام شده هشتاد درصد دختران دبیرستانی دوست پسر دارند .دیگه حتی نمی خواد نگران این نکته باشید که جوون مثل دسته ی گل تون به جای اینکه اوقات فراغتش رو تو این تابستون گرم کاری بکنه که به بصیرتش اضافه بشه بره تو پارک با تفنگ آب باش تو پارک آب بازی کنه و امنیت ملی رو به خطر بندازه.

چی؟ وزارت ارشاد فقر رو از بین برده؟ مشکل بیکاری رو حل کرده؟ مشکل مسکن رو حل کرده؟. نه بابا اینا که ربطی به مشکلات فرهنگی جامعه نداره اصلا این مسائل ارزش این رو نداره که آدم بخواد واسه حلش وقت بزاره. مشکل فرهنگی جامعه ما خیلی بالاتر از این حرفاست که خدا رو شکر وزارت ارشاد بعد از حل تمام معضلات خیلی کوچیک  در حوزه فرهنگ از قبیل سینما و تئاتر و موسیقی و ... طی یک سری تحقیقات شبانه روزی و طاقت فرسا اون رو پیدا کرد.

اون مشکل بزرگ فرهنگی و عامل تمام کاستی ها در این حوزه چیزی نیست جز کتاب خسرو و شیرین اثر شاعر فتنه گر،نظامی خان گنجوی که وزارت ارشاد بعد از چندین قرن که از سرودن این اثر می گذره چند روز پیش متوجه شد بخش هایی از این کتاب باید حذف بشه و بعضی از ابیات هم باید تغییر کنه چون باعث خط خطی شدن عفت عمومی میشه.

آفرین بر این وزارت ارشاد.کاش ارشادی ها در دوره های قبل کمی فقط کمی درایت و سواد و شجاعت و بصیرت این عزیزان رو داشتند و سال ها قبل جلوی انتشار این کتاب مستهجن رو می گرفتند تا الان دچار این همه مشکل فرهنگی نمی شدیم. البته در این بین نباید از یک نکته صرف نظر کرد اونم اینکه از اونجا که در هر اتفاقی همیشه پای استکبار در میان است از وزارت ارشاد عزیز خواهشمندیم حالا که زحمت کشیدند و جلوی یک فتنه فرهنگی بزرگ رو با سانسور این کتاب گرفتند یه کم بیشتر تحقیق کنن ببینن پشت این اشعار سخیف چه تفکری بوده شاید این آقای گنجوی با پدر جد جورج سوروس دیدار داشته یا از نیاکان پادشاه فلان کشور پول گرفته تا این اشعار مستهجن رو بگه.

یه پیشنهاد هم واسه خودمون دارم حالا که عزیزان ارشادی پیشگام این نهضت بزرگ فرهنگی شدند و کتاب خسرو و شیرین رو سانسور کردن و بعضی از ابیاتش رو هم با نظر خودشون عوض کردند بیایید ما هم دست به دست هم دهیم به مهر، فرهنگ خویش را کنیم آباد و واسه این کار هم کافیه هر کدوم از ما اشعار حافظ و سعدی و مولوی و رودکی رو بخونه و هر جا که احساس کرد بیتی مشکل داره و توش از کلمات بی ناموسی استفاده شده با نظر خودش تغییر بده و بدین سان گام مهمی در راستای انتقال درست و صحیح فرهنگ اصیل شرقی به نسلهای بعدی برداره.

من که یه نمونه از این ابیات سخیف رو پیدا کردم و در راستای فرهنگ مترقی تغییر دادم. باشد تا نوادگان ما بفهمند که پدرانشان چه میراث عظیمی را برای آنها به ارث گذاشتندو در راه اعتلای فرهنگ ناب چه تلاش ها که نکردند و ایضا خواری باشد بر چشم کوردلان استکبار که می خوان فرهنگ بومی رو از ما بگیرن و فرهنگ خودشون رو به ما قالب کنن. این بیت بومی شده به این شرح است

اگر مجنون بصیرت داشت خیلی         الان چادر به سر می کرد لیلی


+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/25ساعت 18:1  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

خدایا شکرت...خدایا صد هزار مرتبه شکرت...بالاخره ما هم تونستیم سری تو سرا در بیاریم و بریم رو سکو و جز سه تای اول باشیم. کلا آدم اگر تو کاری که دیگران نتونن انجامش بدن، بره و مقام بیاره مهمه و گرنه همه می تونن در اقتصاد و پیشرفت های علمی و اکتشاف و اختراع و ورزش و المپیک مقام اول یا دوم رو کسب کنن. ولی این مقامی که ما به اون مفتخر شدیم یه مقام خاصه.به دست آوردنش کار هر کسی نیست.کلی زیر ساخت و رو ساخت می خواد.کلی برنامه ریزی مدون می خواد.کلی وی یو یا همون چشم انداز بیست ساله خودمون رو می خواد.اگه بدونید برای کسب این مقام غروز آفرین چه جوون ها بودند که تو این راه از دست رفتند،چه خانواده ها بودند که از هم پاشیدند و چه زندگی ها بودند که تباه شدند. البته ما با این پتانسیل باید اول می شدیم .ولی خب حتما دست استکبار تو کار بوده.

این افتخار بزرگ چیزی نیست جز اینکه سازمان ملل اعلام کرده که ما بعد از افغانستان دومین کشور در زمینه  شیوع مواد مخدر در جهان هستیم و پاکستان بعد از ما در مقام سوم  قرار داره.فکرش رو بکنید پاکستان در این زمینه از ما عقب تره . یه بار دیگه به همگان ثابت کردیم ما می توانیم فقط کافیه فعل کشیدن...نه ببخشید فعل خواستن رو صرف کنیم.

البته از اونجا که ما دشمنان داخلی و خارجی زیادی داریم که فقط دنبال ضربه زدن به ما هستند‌‌، چشم دیدن این افتخار عظیم رو هم نداشتن و طبق معمول حرفای غیر کارشناسانه و به دور از بصیرت زدن.مثلا گفتن که این نشون میده تو کشور ما بیکاری بیداد می کنه یا چه می دونم فقر داره از سر و کول مردم میره بالا و یا اینکه سن ازدواج رفته بالا و مردم و مخصوصا جوونا به خاطر رها شدن از این همه مشکلات معشیتی و فرهنگی و خانوادگی رو به اعتیاد آوردن.یکی نیست به این جماعت بگه آخه آدم بیکار که از صبح تا شب تو خیابون داره دنبال یه کارمی گرده که بتونه حداقل پول خورد و خوراک خودش رو دربیاره دیگه حال و حوصله ی مصرف مواد رو داره؟ آخه عزیزان متوهم خودتون دارید می گید فقر،کسی که پول نداره چطور می تونه بره مواد بخره اونم جنس خوب. اتفاقا برعکس این نشون میده که در جامعه ی ما خوشی و رفاه داره موج میزنه و این ها همه به خاطر سیاست های دولته .وقتی دولت یارانه ها رو داد مردم اول رفتن باهاش پول قبض هاشون رو دادن دیدن تموم نشد بعد رفتن سپرده ی طلا خریدن دیدند بازم تموم نشد ، از صبح تا شب هی سوار تاکسی و اتوبوس و مترو شدن دیدن ای وای تموم بشو نیست که نیست.بعد گفتن چی کار کنیم ؟ ما که همه چیز داریم دیگه چیزی نموده که با پول یارانه ها نخریده باشیم این شد که رفتن مواد خریدن بعد آخر هفته بار وبندیل و بستن و رفتن به اون هزار متر زمین شون که ۲۰۰ مترش ویلا بود ۸۰۰ مترش باغ اونجام که آب و هوا خوب و کلا می طلبه دیگه. و به دین گونه شد که ما تونستیم به این مقام برسیم. البته این افتخار یه نکته ی پهان هم داره که هیچ کس به اون اشاره ای نمی کنه و دولت هم متواضعانه سکوت الهام بخش انجام میده و اون رو جار نمی زنه.اون نکته پنهان تحقق وعده دو میلیون پونصدهزار شغله.بالاخره این حجم مواد که از آسمون نیوفتاده تو کشور.یه عده لب مرز بارنامه کردن یه عده بار زدن،یه عده مسئول هماهنگی با پاسگاه ها بودن.یه عده مسئول تقس کردن این مواد به طور عادلانه در تمام کشور بودن به طوری که خدایی نکرده یه موقع تو شهر های بزرگ بیشتر از شهرستان ها مواد توزیع نشه که عدالت دولت خدشه دار بشه و در آخر یه عده زیادی هم اینا رو فروختن به مردم دیگه.

راستش اون زمان که رییس گفت کشورها باید از ما الگو بگیرن و باید از پیشرفت سریع ما بترسن من حرفش رو جدی نگرفتم ولی الان می بینم راست میگفت بنده ی خدا،الان پاکستان باید از ما الگو بگیره که چطور ما بااینکه مثل اونا کشت خشخاش نداریم و به گفته ی مسئولان تمام مرزها رو کنترل می کنیم و مثل اونا کشور نا امنی نیستیم از اونا جلوتریم.یا مثلا افغانستان باید هم از ما بترسه چون با این پیشرفت سریع شاید سال دیگه ما جای اونا اول بشیم...

رییس ببخش که در موردت بد فکر می کردم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/10ساعت 18:4  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

آقاي وزير..برادرمن..آخه چرا؟اين چه بيانيه ننگيني بود كه تو دادي؟والا به خدا اين دو روز دنيا و اين ميز و صندلي ها ارزش اين كارها رو نداره.بزار براي جواب به اين بيانيه سراسر توهين وافترا كه حب دنيا تو واژه به واژه اش هويدا بود از آخر شروع كنم.

در آخر نامه ات خودت رو بنده ي خدا معرفي كردي.انصافا بگو بنده ي خدا تويي يا اين آقاي معاون اول؟بابا يه عزل ساده اونم به شكل خيلي خيلي طبيعي كه بيشتر نشدي.يه كم متانت رو از هيمن بنده ي خدا ياد بگير. از بالا تا پايين و از صغير و كبير دارن مي گن پرونده ي فساد مالي داري ولي به جاي دادن بيانيه، مياد مي گه من به خاطر خدا و شرايط حساس جامعه سكوت مي كنم.

در جاي ديگه اي از بيانيه ات اين عزل يهويي رو يك حركت غير اسلامي دونستي و ادعا كردي بايد از قبل بهت خبر مي دادن.در جواب بايد بهت بگم اتفاقا اين حركت يكي از اسلامي ترين كارهاي دولت بود.تو مگه به مرگ اعتقاد نداري؟مگه خدا كسي رو بخواد از اين دنيا ببره قبلا بهش خبر مي ده كه تو انتظار داري قبل ازعزل شدن بهت خبر مي دادن؟ وقتي خدا بخواد و وقتش برسه همه ي ما رفتني هستيم حالا چه در سفر و چه در خانه چه موقع خواب.نكنه انتظار داشتي در مملكتي كه به گفته ي رييس اش پولش از امام زمان هست و به قول شاعر و خدايي كه در اين نزديكي است كار غير اسلامي انجام مي دادن و از قبل تو رو آگاه مي كردند؟اين كار دولت در راستاي امر به معروف و نهي از منكر اون هم نه از نوع لساني بلكه از نوع عملي انجام گرفت تا به همه ي ما بفهمونه اين همه به اين دنيا وابسته نشيد همين طور كه بنده ي خدا مي تونه يك دفعه كسي رو از وزير به يه مهمان ساده تبديل كنه براي خدا كاري نداره كه بنده اش رو از عرش به فرش بياره پس همواره بايد مواظب اعمال و رفتار و از همه مهمتر گفته هاي خود باشيم.

اما در ادامه گفتي كه اين حركت خارج از عرف ديپلماتيك بوده.آقاي وزير از تويي كه اين همه سابقه تو اين دولت و دولت قبلي داري بعيده اين طور حرف بزني.تو نمي دوني كه اين دولت قوانين جهاني رو عوض مي كنه اين كه عرفي بيش نيست.الان اين حركت ما در جهان الگو شده به طوري كه بعد از اين هر كشوري بخواد مسئولي رو عزل كنه اول اون رو مي فرسته خارجه بعد قبل از اينكه پاش به اون سرزمين برسه خبر رو به رييس جمهور كشور ميزبان مي دن تا وقتي كه طرف از هواپيما پياده شد، رسما بهش ابلاغ كنن.خداييش آدم خبر عزلش رو رييس جمهوريه كشور خارجي بهش ابلاغ كنه با كلاس تره يا اينكه در داخل توسط يه معاوني مشاوري  كسي بهش ابلاغ بشه؟

دراين بيانيه گفته هاي شرم آورت را به همين جا محدود نكردي و به مسئولين گفتي دست از بد اخلاقي بر دارند.آخه چرا درهاي جهنم رو همين طور چهار طاق روي خودت باز مي كني كدوم بد اخلاقي ؟همه عالم و آدم ديدن در جلسه ي توديع و معارفه آقاي معاون اول با چه روي گشاده اي از تو تعريف كرد و با اون لبخند مليح كه از صد تا فحش بدتر نبود از زحماتت تشكر كرد.ما كه از كسي ترش رويي و بد اخلاقي و عصبانيت نديدم.اي خدا آخه آدم چطور ميتونه چيزي رو كه اين طور  بر همگان واضح و مبرهن هست رو  تو روز روشن دروغ جلوه بده.

اما در بخش مهمي از اين بيانيه چند تا سوال مطرح كردي و در كمال وقاحت خودت هم به اون ها جواب دادي.خب همين كارا مي كني كه عزل مي شي ديگه.اگه به جاي طرح اين سوالات ساده يك سري سوالات بنيادين و اساسي مطرح مي كردي و براي جواب به اون ها تحقيق مي كردي اين طوري شب امتحان مردود نمي شدي.سوالاتي كه اگر زودتر به جواب  درست اون ها مي رسيدي شايد الان ماموريتت نيمه كاره نمي شد. سوالاتي ازقبيل:1-آيا انتخاب نماينده هاي ويژه توسط رييس جمهور براي مناطق مختلف جهان كار درستي بود؟

2-آيا موازي كاري كار بدي است؟

3-آيا رييس دفتر مهمتر از....

بگذريم. تو كه رفتي ولي همكارت رو از تجربيات گران بهات محروم نكن و همين طور براشون سوال طرح كن ولي اين بار با جواب درست و دور انديشانه...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/10/05ساعت 21:25  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

باز هم برگ زريني به افتخارات ما اضافه شد.باز هم اين استكبار بي تربيت نتوانست جلوي ما را بگيرد.هي كاغذ پاره دادن نشد.هي در راستاي جنگ لطيف شبكه ي من و تو  و  اون ها و اين ها ساختند باز هم نشد.هي كاري كردند كه اين رايانه هاي بخت برگشته دير به هدف شون برسن باز نشد.هي خواستند مجلس رو از راس امور بندازن باز هم تير شون به سنگ خورد و نتونستند ،در نهايت در آخرين اقدام تبهكارانه ي خودشون هواي شهر مون رو يه يك ماهي آلوده كردند و باعث شدن از30 روز 20 روز رو همين طوري تعطيل كنيم تا جلوي اقتصاد پوياي ما رو بگيرن.آخه دشمني تا كجا...

ولي زهي خيال باطل كه اين نقشه ي پليد و شيطاني هم  به نتيجه نرسيد.چرا كه دولت و ايضا مسئولين ذيربط با هوشمندي و درايت منحربه فردشان همان طور كه تا اكنون با وجود تمامي دشمني ها همه ي مشكلات رو حل كردند و با تكيه به دانش و تكنولوژي فوق پيشرفته در يك اقدام ابتكاري بر اين مشكل هم غلبه كردند به طوري كه نه تنها آلودگي كم شد بلكه هوا انقدر پاك شد كه پزشكان به همه ي بيماران اعم از قلبي و قبلي توصيه كردند براي بهبودي كامل بعد از هر وعده غذا سه بار از جنوب شهر تا مركز شهر بدوند و حتي بر طبق اسناد منتشر شده از ويكي ليكس(البته اين اسناد اونجايي كه بر عليه ما هست بسيار دروغه وهيچ مبنايي نداره ولي اگر بر ضد اين كوچه غربي ها باشه بسيار دقيق است و هيچ مشكلي نداره.الان اين قسمتش خيلي راسته چون به نفع ماست) بعضي از اين غربي ها خواهان آن شدند كه درآستانه ي سال نو تعطيلات خود را در هواي پر از اكسيژن خالص شهر ما بگذرانند.

اين اقدام كه ساعت ها كار كارشناسي شده بر روي آن انجام گرفته بودوبر مبناي محاسبات دقيق علمي، با مد نظر قراردادن نظر تمامي صاحب نظران محيط زيست و با صرف كم ترين هزينه و وقت و بيشترين بازدهي انجام گرفت چيزي نبود جز آبياري كلان شهر با هواپيماي سم پاش..آخ ببخشيد آب پاش كه ازمزرعه مش حسن اينا قرض ...اي واي ببخشيد كه در پيشرفته ترين كارخانجات هواپيما سازي توليد داخل مختص همين كار ساخته شده بود صورت گرفت.

اين اقدام همچنين ثابت كرد كه تمام دانشمندان و متخصصاني كه طي اين همه سال براي كاهش آلودگي محيط زيست هي تلاش كردند كه سوخت پاك توليد كنند و چه مي دونم به جاي سوخت هاي فسيلي از انرژي برق و يا خورشيد استفاده كنند و يا اين همه خودروسازان سعي كردند در موتور خودرو ها تغييراتي انجام دهند كه درصد آلايندگي خودرو ها رو كاهش بدن كاري بس بيهوده مي كردند.چرا كه ما ثابت كرديم با توليد بنزين ساخت داخل اونم با كيفيت پايين و داشتن اين همه خودرو هاي فرسوده و اين همه جمعيت در يك شهر ، باز هم ميشه هواي سالم داشت.فقط كافيه يه سطل آب برداري يا ديگه خيلي بخواي هوا تميز بشه يه تشت آب برداري سوار هواپيما بشي اون وقت از اون بالا بپاشي رو شهر.يه ده هزار باري اين كار رو بكني كل شهر هواش ميشه كه عينهو بهشت.البته بعضي از اين غربي ها هم هستند بندگون خدا تكنولوژي ساخت چنين هواپيماهايي با قابليت حمل ده ها سطلك آبي رو ندارن خب اين ها مي تونن يه آب پاش بردارن از رو پشت بومي ،از رو تپه اي جايي آب بريزن تو شهر تا آلودگي شون كم بشه.

در همين راستا از اونجا كه دولت شرقي ما دولتي است بسيار مهرورز و عدالت پيشه و داراي 5 سال سابقه مديريت بر جهان براي نجات بشريت و محيط زيست جهاني طرح هاي مشابهي هم در دست اقدام دارد از جمله اين كه :

براي جلوگيري از آب شدن يخچال هاي قطب با همين هواپيماها پارو پارو برف از همين دماوند خودمون بر مي داريم ميريزيم تو قطب. يا مثلا براي جلوگيري از خطر فوران آتشفشان ها كلوخ كلوخ سنگ بر مي داريم از همين باغچه هاي كنار خيابون بار اين هواپيما ها مي كنيم و دهنه ي آتفششان ها را پر مي كنيم.يا مثلا براي جلوگيري از شكاف بيشتر ميان لايه ها و توده هاي مختلف ازن طرح جذب شدن حداكثري و دفع شدن حداقلي رو بين تمامي لايه هاي ازن اجرا مي كنيم.

در آخر اينكه بايد اعلام كنم اي جهانيان اي كوچه غربي هاي پر مدعا بابا اين قدر زندگي رو سخت نگيريد هي وقت گرانبها تون رو هدر نديد و بشينيد فكر كنيد اختراع كنيد ،پيشرفت علمي بكنيد. اين همه كار كرديد كجا رو گرفتيد يه ذره از ما ياد بگيريد خودروي فرسوده داريم جمعيت زياد داريم و هي هم تشويق مي كنيم بيشتر بشن،به غير از تعطيلات رسمي هي هر وقت دلمون بخواد بازم تعطيل مي كنيم،خلاصه خيلي كاراي ديگه هم مي كنيم كه وقت ندارم الان بگم ولي باز در نهايت با يه طرح مثل همين آب پاشي همه چيز رو آب مي بنديم بهش و همه چيز به خوبي و خوشي تموم ميشه.مهم هم نيست كه آيا اون طرح جواب ميده يا نمي ده يا مثلا كارشناس ها بگن آلودگي كم تر نشد كه هيچ خطر بارش بارون اسيدي هم به مشكل آلودگي اظافه شد.

والا..اصلا مارو چه به اظهار نظر بريم از تعطيلات احتمالي بعدي و هواي با آب سطل تميز شده ي شهر لذت ببريم....


+ نوشته شده در  شنبه 1389/09/20ساعت 1:8  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

در پي اظهارات نابخردانه ي يك هنرمد نما در يك مراسم كه آرزوها ي موهني كرده بود جمعي از عزيزان خود سر و تشكل ها و سازمان ها با انتشار اعلاميه اي از تمام مردم بصيرت پرور دعوت كردند در مراسم پر فيض سنگ پراني و شعار نويسي و ناسزا گويي كه قرار است جلوي درب منزل اين هنرمند نما انجام گيرد شركت كنند.در اين اعلاميه كه ابتداي آن با شعر زيبايي از طرف معاونت سينمايي مزين شده آمده است:

تني چند از هنرمندان بي ذوق             به فتنه ذهن ها را مي دهند سوق

به پا كردند جشني آنچناني                    ز فتنه حرف زدند با شادماني

يكي شان كز همه بود فتنه گر تر            كه فيلمش بيخودي شد فيلم برتر

همي كرد آرزويي بس هولناك                   كه مثل بمب اتم بود خطرناك

بگفتا كاشكي اوضاع طوري مي شد       كه برگردند هنرمندان به اين خاك

چو او گفت اين چنين حرفاي ناجور             بصيرت از نگاهش زود گشت دور

سريعا خيلي تند پروانه اش باطل كرديم     از اين كار خودمان بي نهايت حال كرديم

تا داريم كارگرداني چو مسعود               تمام فيلم هاي ما ميشه پر سود

چو مسعود گويد از بوي باقالي                  نيازي نداريم به فيلم الي...

ضمن عرض تسليت به جامعه ي هنري و تمام دست اندر كاران حوزه ي سينما مخصوصا كارگردان بزرگ اين مرز و بوم  مسعود خان، و پس از موفقيت هاي چشمگيرمان در حمله به خانه ي خانواده هاي شهدا در هفته ي دفاع مقدس و درب و داغون كردن خانه ي نخست وزير زمان جنك و رييس مجلس سابق، ما جمعي از خود سر هاي مستقل مقيم مركز به منظور اعلام انزجار  خود نسبت به آرزوهاي فتنه گرانه ي يك هنرمد نما قصد يك تجمع خود جوش سازماندهي شده را جلوي درب منزل اين هنرمند نما داريم.

بدين وسيله از همه ي هنر دوستان كه عاشق هنر متعالي و سينماي فاخر هستند و از ديدن فيلم هاي مزخرفي مثل درباره الي بر روي پرده ي سينما به تنگ آمده اند دعوت به عمل مي ايد در اين تجمع خود جوش شركت كنند.باشد كه با حضور معنوي شما مشت محكمي بر دهان ديگر هنرمند نما هاي بي بصيرت بزنيم و باعت ارتقاي سينماي ملي شويم.

در ضمن وسيله ي اياب و دهاب از جلوي درب اصلي حوزه تا خانه ي آن هنرمند نما فراهم است.در اخر مراسم هم به قيد قرعه به 10 نفر از عزيزان شركت كننده دي وي دي كامل اخراجي ها اهدا مي گردد.

دعوت كنندگان به اين مراسم:انجمن بصيرت زادگان بي باتوم،دفتر ادوار تحكيم قدرت

حزب رايحه خوش منت،و جمعي از خود سر هاي گمنام



                                   

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/07/08ساعت 17:17  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

ديريرينگ.....ديريرينگ....(صداي زنگ تلفن)

سلام عليكم روابط عمومي صدا و سيماي ملي بفرماييد....

-الو... سلام آقا يه سوالي داشتم .من يه دو روز هست دارم كل اين شبكه ها رو زير و رو مي كنم،همه ي بخش هاي خبري از 14 گرفته تا 24 رو نگاه مي كنم ولي خبري ازش نيست.هيچ جا پخش نمي كنن.مي خواستم بدونم چرا پخش نميشه؟

عزيزم چي پخش نميشه؟اگه منظورتون جومونگ كه دارن سري جديديش رو دوبله مي كنن و براي لباس بعضي از بازيگراش آستين مي دوزن صبر كن پخش ميشه.

-آقا جومونگ چيه؟مستند شاخص رو مي گم چرا پخش نمي كنيد؟

مستند شاخص؟كدوم مستند شاخص؟

-اي بابا..مستند شاخص ديگه..چطور يادت نيست؟همون كه تا همين چهار ،پنج ماه پيش روزي صد بار آخر هر بخش خبري وسط هر سريال، بين برنامه ها ،از همه شبكه ها پخش مي كرديد.همون كه اول و آخر حرفاش رو پخش نمي كرديد و اون يه جمله اي كه به نفع دولت بود رو گلچين مي كرديد و خيلي از ياراي همون شاخص رو به جرم اينكه مثل حرفاي اون رفتار نمي كنند رو فتنه گر ناميديد.همون كه هر كارش و هر حرفش قرار شد شاخص ما باشه تا حدي كه انگار اگه مثل اون آب نمي خورديم فكر مي كرديم ضد انقلابيم و آشوب گر.همون كه هر سخنرانيش حتي تو يه محفل خصوصيش هم قرا شد ملاك زندگي و سعادت ما باشه.همون مستندي كه وقتي نوه ، به خاطر اينكه به گزينشي پخش كردن حرفاي پدربزرگش به نفع يك گروه خاص اعتراض كرده بود، اون رو به عدم شناخت و درك صحيح متهم كرديد.همون كه...

خب نگو ديگه يه چيزايي داره يادم مياد خب كه چي ..چي مي خواي بگي؟

-هيچي مي خوام بگم چرا الان پخش نمي كنيد؟

الان؟خب الان لزومي نداره كه پخش كنيم.مگه كسي دوباره بيانيه داده؟مگه دوباره كسي تو خيابون ريخته؟مگه كسي دوباره بي بصيرت شده؟همه چي كه خدا رو شكر آرومه و سران فتنه رو هم كه به لطف يه سري خود سر آموزش ديده تو خونه حبس كرديم و كسي هم جرات حرف زدن نداره.پس ديگه احتياجي نيست پخش بشه.حالا چي مي گي شما؟

-نه،كسي بيانيه نداده و تو خيابون نريخته فقط يه رييس جمهوري مصاحبه كرده و گفته مجلس در راس امور نيست.در صورتي كه يكي از اصلي ترين و معروف ترين سخن شاخص شما كه همه جا حتي رو در وديوار بعضي سازمان ها هم نوشته اين هست كه مجلس در راس امور است.

اهاااا اهااااااا هاااااان اين رو مي گي .بله خب درسته حالا شما زياد مته به خشاش نزن. به قول رييس محبوب مون تو همون مصاحبه تمام اون حرفايي كه 30 سال پيش زده شده كه تو اين زمونه صدق نمي كنه اون حرفا مال اون زمان و اون شرايط بوده الان اوضاع فرق كرده. بله شهروند عزيز ما نبايد خودمون رو محدود به تاريخ كنيم كه.ايشون اين همه جمله ي مهم مثل ملاك حال افراد است گفته كه خوب ميشه روش مانور داد و مخالف ها رو داغون كرد.حالا اين مجلس كه ارزش اين رو نداره شما اين همه جار وجنجال را ه انداختي حالا اين مجلس مي خواد راس امور باشه يا پاي امور يا اصلا نباشه زياد مهم نيست.

_ولي آقا همين الان خيلي از نزديكان و ياراي همون شاخص به خاطر اينكه همين حرف رييس محبوب شما رو زدن كه تمام اون حرفايي كه 30 سال پيش زده شده نميشه الان مو به مو اجرا بشه و اون حرفا مال شرايط خاص اون موقع مثل جنگ و اين طور چيزا بوده ، الان به جرم پاي بند نبود به ارزش ها و آرمان ها  تو زندان هستند.تازه منظور اونا جزييات بوده نه كليات. ولي آقاي رييس جمهور يكي از اصلي ترين سخن شاخص كه جز اساس نظام هست رو نفي كرده.

اي آقا زياد خوت رو ناراحت نكن بزار يه خبر خوب بهت بدم.قراره سري جديد مستند شاخص به دستور مستقيم رييس جمهور ساخته و پخش بشه.

-جدي؟بابا اي ول واقعا رسانه ي ملي برازنده ي شماست.من چه اشتباه فكر مي كردم شما طرفداري از رييس جمهور و يك گروه خاص رو مي كنيد.حتما در اين سري جديد مي خوايد اون بخش از سخنان رو پخش كنيد كه دولت خلاف اون ها عمل مي كنه؟فقط نفهميدم چرا به دستور مستقيم رييس جمهور؟

اي بابا اقا شما دو زاريت كجه ها بابا اون مستند رو كه پخش كرديم و به اهداف مون هم رسيديم تموم شد و رفت پي كارش.اين يه مستند شاخص جديده بودجه رو هم خود رييس جمهور داده چون يه كار تاريخيه كلي لوكيشن و دكور بايد بسازيم.بابا تو مگه اينجا زندگي نمي كني در دولت جديد با توجه به اهداف شاخص هم عوض ميشه.

الو..الو.. بوق..بوق..بوق..(صداي بوق ممتد) اي بابا چرا قطع كرد اجازه نداد بهش بگم اسم مستند شاخص جديدي كه به دستور مستقيم رييس جمهور قرار توليد بشه حماسه ي حاج سيد كوروش هخامنش بصيرت پيشه است.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/29ساعت 16:9  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

تو يه جمعي نشسته بوديم و بحث تلوزيون شد و تاثيرات مثبتي كه تلوزيون ملي با تلاش گسترده ي مسئولانش تونسته روي خانواده ها بزاره.داشتيم در اين باره صحبت مي كرديم كه يك دفعه يك نفر از اون ته بلند شد هوار كشيد كه: اي اقا چه تاثيرات مثبتي؟اين تلوزيون همه اش بد اموزيه.بهش گفتم زبونت رو گاز بگير يعني چي خجالت نمي كشي به رسانه به اين پر محتوايي توهين مي كني؟اگه اين تلوزيون ملي كه الهي قربونش برم نبود تو مي تونستي ابعاد فتنه رو بشناسي؟تو مي تونستي بصيرت دار بشي؟برو كه لياقتت همون فارسي وان با اون دوبلور هاي ضايع اش هست.اين همه سريال برات ساخته به اين توپي كه در اوج شب هاي تابستون با ديدنش از فرط شادي بخواي پرواز كني؟اصلا مي خواي برات بگم بيتاش رو بيشتر كنن تا راضي بشي؟

گفت چرا چرت و پرت مي گي من كه خيلي وقته تلوزيون و سريال هاش رو نگاه نمي كنم.من چي بشه يه اخبار از اين تلوزيون مي بينم كه اونم چون بچه ي كوچيك تو خونه دارم ديگه نمي بينم .با تعجب گفتم تو فقط اخبار مي بيني ؟يعني اخبار بد آموزي داره؟چه طور مگه.

گفت اره ديگه از وقتي اين پسر كوچيكم اخبار تلوزيون رو  مخصوصا اون خبر هايي كه در مورد سخنراني هاي  رييس جمهور هست رو مي بينه  كلي اخلاقش عوض شده و حرفاي عجيب مي زنه.مثلا يه بار گفتم پسرم اين شكلات ها كو كه تو ظرف بود خنديدي و گفت كجاي كاري بابا اون ممه رو لولو برد.يا اينكه يه بار دعواش كردم گفتم ديگه برات بستني نمي خرم گفت اين قدر بستني نخر تا بستني دونت پاره بشه و خودم دو برابرش رو  توليد مي كنم . يا مثلا يه روز كه داشتم لباسم رو مرتب مي كردم ديدم بهم مي گه بابا اين جنگولك بازي ها چيه در مياري يا همين امروز اومده به من مي گه بابا اين پسر همسايه خيلي خرفت و وحشي هست و توحش از سر و روش مي باره  و اصلا آدم نيست .حالا اين از اخلاقش وضع درسيش هم بد شده  از وقتي اخبار مي بينه. يه روز رفتم مدرسه اش معلمش  برگه ي امتحان جغرافيش رو به من نشون داده ديدم يه سوال ساده رو كه انگلستان در كجاست رو اشتباه جواب داده و نوشته  جزيره اي كوچك است در شرق  افريقا.يا رفته به مدير شون گفته تو يك ميليارد دلار به معلم ورزش دادي تا من رو خراب كنه و اگه موفق مي شد 50 ميليارد ديگه هم بهش مي دادي . از همه بدتر معلم دينيش شاكي بود مي گفت وقتي داشته ماجراي شعب ابي طالب و اون موريانه رو درس مي داده پسرم بلند شده گفته اونجا شعب ابي طالب نبوده اونجا سازمان ملل بوده و اون موريانه هم قطعنامه ي شوراي امنيت رو خورده تازه اينا كه خوبه يه روز ديدم داره كل كتاب اجتماعي اش رو تو اتيش مي سوزونه گفتم آخه اين چه كاريه مي كني گفت اين كتاب كفره چون توش داره به ما ياد مي ده كه خانواده ي اقاي هاشمي از كازرون  به خاطر شغل باباش دارن ميان تهران .گفتم خب چه اشكالي داره؟گفت مگه نمي دوني دولت داره تلاش مي كنه 5 ميليون رو از شهر ببره بيرون اون وقت اين كتاب خلاف نظر دولت داره اموزش مي ده. بهش گفتم خب پسرت رو نذار بره تو كوچه با بچه هاي بي ادب و بي تربيت بازي كنه چه ربطي به اخبار داره.گفت بابا كجاي كاري كوچه چيه ؟بچه ي بي تربيت كدومه؟ اينا كه گفتم عين سخنان رييس جمهور و معاون اولش و رييس شوراي نگهبان و سخنگوي اقتصادي دولت بوده كه بچه ي منم از اخبار شنيده.

بعد از سخنان اون مرد يادم افتاد كه منم يه خواهر زاده ي كوچيك تو خونه دارم وبا عجله گفتم ساعت چنده؟گفت بيست وسي گفتم اي واي من رفتم خونه الانه كه خواهر زاده ام بره سر تلوزيون و حرفاي بي تربيتي ياد بگيره برم براش شبكه ي pmc رو بزارم ظاهرا بد آموزيش كمتره.....
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/20ساعت 21:35  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

خوانندگان عزيز سلام عرض مي كنم در خدمت تون هستيم امروز با گزارش مسابقه ي حساس فوتبال بين دو تيم مقننه و مجريه  از سري مسابقات جام شهيد دموكراسي.

دو تيم در حال وارد شدن به زمين هستند.استاديوم زيبا و مثلثي شكل خانه ي ملت مملو  از تماشاگرانيست كه از ساعت ها قبل در استاديوم حضور پيدا كردند تا اين مسابقه ي جذاب رو از نزديك شاهد باشند.

اجازه بديد  قبل از شروع مسابقه من بازيكنان دو تيم رو خدمت تون معرفي كنم در تيم مقننه امروز علي لاريج مثل هميشه مسئول حراست از دروازه ي مقننه رو بر عهده داره.مطهر علي درنوك پيكان حمله،كواكب درخط مياني و احمد توكل از ديگر بازيكنان تيم مقننه هستند. در آن سوي ميدان اما تيم مجريه با تركيب هميشگي و بازيكنان نام اشناي خود مانند محمود احمد نژادي به عنوان بازيكن ازاد و مربي ، كوچك اف، رساايويچ،سان جومونگ شريعتمدار پا به اين ميدان گذاشته.در حالي كه آناليزور اين تيم اسفنديانو مشاياني در  جايگاه از طريق تلفن با نيمكت ذخيره ها در ارتباط است.

خب با سوت داور اين ديدارحساس آغاز ميشه. در ميانه ي ميدان تيم مقننه سعي داره از همين ابتدا بازي رو آروم كنه و توپ رو در يك سوم دفاعي خودشون بين هم رد و بدل مي كنن.علي لاريج با دست اشاره مي كنه كه بازيكنا به جلو برن.حالا توپ زير پاي احمد توكل هست به اطراف نگاه مي كنه مطهر علي در فضاي مناسب تقاضاي توپ مي كنه يك پاس عالي ازاحمد توكل.. بله چه ميكنه اين مطهر علي دفاع تيم مجريه رو به هم مي زنه تك به تك با دروازه بان و تويه دروازه.. .تويه دروازه... گل براي تيم مقننه روي حركت زيباي مطهر علي..بازيكنان تيم مجريه به شدت اعتراض دارن محمد احمد نژادي به سمت داور ميره و اين گل رو قبول نداره و تهديد به ترك زمين مي كنه.داور به سمت كمكش ميره تا مشورتي با هم بكنن لحظه ي بسيار حساسي است... هواداران تيم مجريه هم به نشانه ي اعتراض  با پرتاب توپ هاي پلاستيكي به زمين انگار كه قصد دارند ورزشگاه رو به توپ بندند...بله داورگل رو مردود اعلام كرد. در اين لحظه هوادارن تيم مجريه در حمايت تيم شون موج برزيلي و تركيه اي در ورزشگاه به راه انداختند.

علي لاريج سعي بازيكنان رو به ارامش دعوت مي كنه...حالا توپ در دست مجريه هست.كوچك اف جلو ميره اما مطهر علي بهش نزديك ميشه و با يك تنه فني توپ رو مي گيره..بله داور سوت مي زنه و خطا اعلام مي كنه و يك كارت عدم بصيرت به مطهر علي نشون مي ده..مطهر علي بايدمواظب باشه چون با گرفتن كارت بي بصيرتي دوم از بازي اخراج ميشه...بله در اين لحظه چهره ي اسفنديانو رو  مي بينيم كه داره با گوشي حرفايي رو به نيمكت منتقل مي كنه.محمود احمد نژادي در يك اقدام عجيب ميره و  در منطقه ي آفسايد قرار مي گيره  تقاضاي توپ مي كنه و رساايويچ با يك پاس بلند توپ رو به احمد نژادي مي رسونه بازيكناي مقننه به خيال افسايد ايستادند و احمد نژادي به راحتي دروازه ي حريف رو باز مي كنه.. ورزشگاه به وجد مياد.بازيكنان مقننه به شدت اعتراض مي كنند.حالا تيم مجريه تيم برتر ميدان هست .هواداران و بازيكنان تيم مجريه سر از پا نميشناسند.بله در اين سوي ميدان كوچك اف به شدت با مطهر علي درگيرشده ويك بطري آب به سوي اين بازيكن پرتاب مي كنه.جومونگ شريعتمدار هم با الفاظ ركيك كه من ازلب خوني تونستم بفهمم داره احمد توكل رو خطاب قرار مي ده حالا علي لاريج  با حالتي عصباني به سمت احمد نژادي مي ره..بازيكناي هر دو تيم به شدت با هم درگير شدن انگار كه ورزشگاه خانه ي ملت رو با رينگ بوكس اشتباه گرفتن..

بله ظاهرا تصاوير قطع شد باوركنيد همين تصاويري كه شما مي بينيد ما هم مي بينيم و تصوير از گيرنده ي اصلي قطع شده تا ارتباط مجدد شما چند تصوير ورزشي ببينيد.....

پايان بازي:

با عرض پوزش مجدد  ظاهرا ارتباط ما دوباره بر قرار شده مي ريم به ورزشگاه  بله همين طور كه مي بينيد بازي تموم شده و دوتيم در حال ترك زمين هستند .خب همين طور كه مي بينيد علي لاريج درحالي كه يك چيزي شبيه نامه كه از بيرون ورزشگاه به او رسوندند رو به دست داره محمود احمد نژادي رو در اغوش مي كشه و به او اين پيروزي را تبريك مي گه و پيراهن خود رو با او  عوض مي كنه  كوچك اف هم به عنوان بازيكن اخلاق شناخته شد و مطهر علي در حال گرفتن عكس يادگاري با اوست.جومونگ شريعتمدار هم با احمد توكل درحال زدن دور افتخار هستند....خب اميدوارم از اين بازي زيبا و مهيج لذت برده باشيد و من  شما رو تا ديدار بعد به خداي بزرگ مي سپارم.فقط ما نفهميديم كه بعد از قطع تصاوير چه اتفاقي افتاد كه جريان بازي به كلي تغيير كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/03ساعت 23:16  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

وزارت فخيمه ي خارجه در واكنش به اقدام ضد شرقي همسايه ي عزيز تر از جان عنوان كرده اين قدام  همسايه ي گرامي به نفع ما بوده و به خاطر دل سوزي براي ما صورت گرفته و ما همچنان با قدرت به روابط صميمانه با اين همسايه عزيز ادامه مي دهيم.در اين بين نامه ي عاشقانه اي از سوي وزارتخارجه منتشر شده كه مي خوانيم.

اي نامه كه مي روي به سويش     از جانب من ببوس رويش

سلام اي همسايه...

در هنگامه كه تو در دشت گل هاي وحشي(نشست شوراي امنيت) با دلي آكنده از غم و اندوه و قلبي سرشار از عشق و محبت و دلسوزي به ياد ما زير آن برگ خشكيده ي پاييزي(قطعنامه) راامظا نمودي قلبم به مانند شاپركي خسته كه در زير تازيانه ي باران به دنبال پناهي مي گردد به سويت پر كشيد.

چه نيك ايامي بود آن زمان كه در كنار آن درياچه ي زيبا من و تو در كنار هم از فرداها سخن مي گفتيم و براي آينده نقشه مي كشيديم و پيوند اخوت بستيم.ما با تمام عشقي كه به تو داشتيم به پاس خدمات بي شائبه و وصف ناشدني تو كل آن درياچه را كه عزيز ترين يادگاري بود كه از پدرانمان به ارث رسيده بود به تو بخشيديم و تو درنهايت فروتني و خاشعانه 11 درصد آن را به ما پس دادي و ما را شرمسار خويش كردي.

آه...اي همسايه مي دانم كه چه مشقت ها كشيدي كه ما روي پاي خودمان بايستيم ان زمان كه در گرمايي طاقت فرسا مي خواستي حلاوت و شيريني عسل(ساخت و راه اندازي عسلويه) را برايمان به ارمغان بياوري ولي صد حيف كه ابر رو باد و مه و خورشيد و فلك دركار بودند تا تو نتواني و مي دانم چقدر از اين بابت ناراحتي..

آه نمي داني آن زمان كه از ژرفاي زمين با آن پرنده ي سبك بال تيز پرواز(هواپيما هاي توپولوف)كه تو به ما هديه دادي به بي كرانه آبي عشق پرواز مي كنم  آنقدر غرق در عواطف و احساسات مي شوم انگار كه روحم تاب اين جسم خسته را ندارد و از تن جدا مي شود و با نسيم همسفر مي شود و آن زمان است كه تكه تكه هاي وجودم تو را فرياد مي زنند(اشاره به احتمال سقوط هواپيما و تكه تكه شدن و مردن) به ياد مي آورم سخنان ان نابخردان را كه مي خواستند پيوند آسماني ما را از هم جدا كنند و به شما اتهام خيانت مي زدند.ولي زهي  خيال باطل زيرا ما تاريخ را خوب مطالعه كرده بوديم و مي دانستيم كه شما از گذشته هاي دور با پدران ما در گلستان چاي مي خورديد(اشاره به عهد نامه ي گلستان و تركنمنچاي) و سخن انها گذافه اي بيش نيست و ما ذهنمان را از اين معاندان دور كرديم و با فراخ بال به سويت پر كشيديم و تو ما را با آغوش باز پذيرفتي.

اي همسايه مي داني ازوقتي كه شنيدم آن سيصد شاخه گل سوسن(موشك هاي اس300)كه قرار بود برايمان ارسال كني را نخواهي فرستاد چقدر علاقه ام به تو بيشتر شد.زيرا تو با آگاهي از اين كه ما به اين گل ها حساسيت داريم و به ضرر ما تمام خواهد شد از ارسال انها خودداري كردي و و كجايند ان كور دلان كه ببينند تو بيشتر از ما به فكر ماهستي.و اي واي كه ما ديگر چيزي در خوره مقام شما نداريم كه به شما تقديم كنيم.

سخن براي گفتن با تو فراوان دارم ولي مي دانم فرصتي اندك داري پس برايت ارزوي موفقيت مي كنم.باشد تا در كنار هم بتوانيم زندگي زيبا در كمال آرامش و اسايش داشته باشيم و بدان و آگاه باش كه ما با تمام ناملايمات و با وجود تمامي غرض ورزان در كنارت همچو كوه  با قدرت ايستاده ايم.

نمك در نمكدان شوري ندارد      دل من طاقت دوري ندارد

جان نثارت:

وزارت خارجه شرقي

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/03/24ساعت 21:57  توسط ساکن کوچه شرقی  | 

ما كوچه شرقي ها يه عادتي داريم اونم اينكه وقتي يه جمله يا يه كلمه اي رو از دهان مبارك يه ادم مهم كه بين مردم  محبوبيت خاصي داره مي شنويم(حالا اون ادم مهم هر كسي مي تونه باشه مي تونه يه هنرمند يا يه ورزشكار يا يه ادم سياسي باشه) سعي مي كنيم اون جمله و يا كلمه رو هر جا كه مي شينيم و بحث مي كنيم تو حرفا مون بياريم ،بدون در نظر گرفتن اين  نكته كه اساسا ربطي به بحث داره يا نه يا اينكه اصلا منظور اون شخص مهم از گفتن اون جمله چي بوده و شرايطي كه اون جمله رو گفته چه جوري بوده و از همه جالب تر اينكه سعي مي كنيم اون جمله رو به نفع خودمون تفسير كنيم.

از نمونه ي اين جملات و كلمات كه كم هم نيستند و خدا انشا الله زيادترش  كنه تا بعضي ها راحت تر بتونن هر كاري كه خواستند بكنند يكيش همين جمله ي ملاك حال افراد است رو مي شه مثال زد كه يه چند وقتي هست مد شده و هر كس هرجا مي خواد بحث كنه اين جمله رو ميگه و بنا به موقعيتي كه داره به نفع خودش تفسير مي كنه.براي روشن تر شدن موضوع من نظر  چند نفر رو راجع به اين جمله پرسيدم كه پاسخ ها را در ادامه مي خوانيد.

يك بساز بفروش:جونه داداش هر كي گفته خوب گفته دمش گرم درست گفته با اين اوضاع ملك و زمين و گروني ملاك حال افراد است ديگه كسي به اتاق خواب و اشپز خونه فكر نمي كنه.همون حال و پذيرايي درست باشه بقيه اش حله.اين هم جواب اون مالكيني كه ميگن چرا براي خونه ي ما حموم نساختي.اگه كمي پيرو خط بدون اين رو نمي گفتن

يك فرد مريض:بله درسته ملاك حال افراد است آدم اگه حال نداشته باشه چه طوري مي تونه بره سر كار براي زن و بچه اش نون در بياره من الان دو روزه حال ندارم افتادم كنج خونه باز خدا رو شكر شيش درصد به حقوقم اضافه كردن وگرنه نمي دونستم با اين تورم كه اعلام كردن تك رقمي شده چي كار بايد  مي كردم.

يك جوان:دستش درست هر كي گفته. هي ما جوونا ميگيم بابا خودتون اون اوايل گفتيد ملاك حال افراد است. يعني جوون بايد بره عشق و حال و صفا ولي بازم دارن به ما گير مي دن.همينه ديگه بعضي از مسوولين التزام ندارن.

يك خواننده:من اساسا ادم سياسي نيستم و به هيچ جناحي اعم از چپ و راست و بالا و پايين و وسط تعلق ندارم و كلا حال من دست خودم نيست ديگه آروم نمي گيرم....

يك مقام مسئول:درسته كه نشان دادن عكس هاي يه خانم تنيسور كه با شلوارك و تاپ در ميادين ظاهر ميشه  از نظر اسلام ايراد داره ولي ملاك حال افراد است و اين خانم با اهداي راكت خود به رييس محبوب نشان داد چقدر با بصيرت است و بابا چقدر شما متحجر هستيد حالا فوقش يه كم شلوارش تا بالاي زانو بود چه اشكال داره بصيزت رو بچسب

همان مقام مسئول:درسته كه خانم گ .ف و ف.م از بهترين بازيگراي زن هستند و كلي جايزه گرفتند ولي ملاك حال افراد است و اولي به جرم بازي در يك فيلم خارجكي و حضور در مجامع عمومي بدون حجاب و دومي به خاطر همراهي با فتنه كلا بايد طرد شوند و اي مرگ بر خواص بي بصيرت

يك رييس جمهور:اين جمله زيباترين شيوا ترين و تاثير گذار ترين جمله اي است كه تا به حال شنيدم و  چون من نسبت به همه ي ريس جمهور ها و نخست وزير هاي گذشته خيلي پيرو خط هستم به همين دليل مبناي سياست خارجي خود قرار دادم مثلا تا چند وقت پيش روسيه حالش خوب بود كلي منافع ملي رو خرجش كردم و بهش باج دادم ولي تا پشتم و خالي كرد بهش فحش دادم چون ملاك حال افراد است الان هم حال برزيل و تركيه خيلي خوبه تا ببينيم بعدا خدا چي مي خواد

يك رهبر(براي بار هزارم در سخنراني ها):شما طلحه و زبير را ببينيد اين ها هم اول با امام بودن بعد دشمن شدن پس ملاك حال افراد هست.البته در مثل مناقشه نيست و من اصلا نمي خواهم خودم را با امام معصوم مقايسه كنم و بعضي ها را با طلحه و زبير!!!!!!!!!!

حالا خداييش ملاك حال افراد است يعني چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/03/16ساعت 17:18  توسط ساکن کوچه شرقی  |